زمان جراحی یارانهها فرا رسیدهاست

یارانه از ابتدا در اقتصاد ایران، با فهمی غلط اجرایی شده است. در حالی که بسیاری از دولتها ترجیح میدهند یارانه را به تولید یا صادرات پرداخت کنند، در ایران بخش قابلتوجهی از یارانه به مصرفکننده نهایی پرداخت میشود. جدای از یارانه نقدی که رقم سالانه آن، ۴۰ هزار میلیارد تومان برآورد میشود، دولت در سال بیش از ۱,۳۰۰ هزار میلیارد تومان یارانه پرداخت میکند که بخش عمده آن یارانه پنهان یا یارانه غیرمستقیم است.
ماجرای یارانه وقتی شکلی فاجعهبار میگیرد که مشخص نیست چه میزان از این رقم بسیار بزرگ، به اقشار کمدرآمد میرسد و پرداخت یارانه به این شکل، اساساً چه میزان توانایی دستیابی به اهدافش را دارد؟ منتقدان شرایط فعلی میگویند وقتی در سال بیش از ۶۰۰ هزار میلیارد تومان یارانه به سوخت و انرژی پرداخت میشود، در عمل، این پولدارها هستند که از دولت کمک میگیرند و اقشاری که هدف پرداخت یارانه هستند، نه از یارانه بنزین بهرهای میبرند و نه مانند ثروتمندان، از مصرف بالای برق، گاز یا آبشان از دولت تخفیف میگیرند.
موافقان پرداخت یارانه غیرنقدی و پنهان، میگویند اقتصاد ایران توان مواجهه با قیمتهای واقعی را ندارد و اگر تغییر یکبارهای رخ دهد، یک تهدید جدی پیشرو خواهد بود، تا چه حد این رویکرد قابل دفاع است؟ آیا برونرفت از شرایط فعلی برای ما خطرناک خواهد بود؟
از نظر اقتصادی این گزاره غلط است، چراکه تداوم عملکرد اقتصاد با قیمتهای غیرواقعی به مراتب هزینه بسیار سنگینتر و بهرهوری پایینتری در پی دارد و یک اختلال دایمی در بازارها و نظام تولید و مصرف ایجاد میکند، چون اساساً در اقتصاد این قیمت است که سیگنالدهنده و هدایتکننده تولید و مصرف است.
این توجیه غلط و انحرافی غالباً از سوی سه گروه تبلیغ میشود؛ اول سیاستگذارانی که توان و جسارت اصلاح ندارند و صرفاً با سیاستگذاری اقتضایی، کوتاهمدت و پوپولیستی در پی کسب رضایت مردم در دوران حضور خودشان در منصب هستند و باتوجه به ساختار سیاسی بدون احزاب، دلیلی برای به خطر انداختن خود نمیبینند، دوم منتفعان وضع کنونی که باتوجه به رانتهای بالا و فساد موجود از این وضعیت، هیچ تمایلی به تغییر این وضع ندارند. این گروه بسیار کوچک و در اقلیت هستند اما یا به دلیل بهرهمندی طولانیمدت از نظام نادرست یارانهای یا به دلیل نزدیکی به مجامع تصمیمگیری قدرت بالایی در اثرگذاری روی سیاستگذار و تصمیمگیر دارند و حتی در فضای رسانهای نیز تریبونهای زیادی برای تبلیغ این گزاره غلط دارند، درنهایت دسته سوم برخی تحلیلگران و به اصطلاح کارشناسانی هستند که به غلط و با نادیده گرفتن هزینههای سنگین، دم از تداوم وضع موجود و ناآماده بودن اقتصاد ایران برای حذف یارانهها میزنند در حالی که این نظام یارانهای عملاً خود بزرگترین تهدید برای تداوم حیات اقتصاد ایران است و باید هر چه زودتر اصلاح و به معنای واقعی هدفمند شود.
باتوجه به شرایط امروز اقتصادی کشور، آیا تغییر در شرایط نمیتواند اثرات منفی بلندمدتی داشته باشد؟
در این شکی وجود ندارد که هزینه وجود خواهد داشت، زیرا برای مدتی طولانی، ما از اصلاح سر باز زدهایم و بازگشت از مسیری که سالها به غلط آن را پیمودهایم، دشوار خواهد بود. این اصلاح مانند هر جراحی و درمان دیگری، بدون هزینه و بدون فشار نیست اما پس از یک دوره نسبتاً کوتاهِ نقاهت به سرپا شدن اقتصاد ایران کمک خواهد کرد. همچنین با ابزارهای حمایتی مانند پرداخت یارانه نقدی به افراد نیازمند، مقدار زیادی از این فشار کاسته خواهد شد.
ایرنا



