به ورشکستگی آبی رسیدهایم!
عضو هیات علمی دانشگاه صنعتی شریف با بیان اینکه در حوزه آبی به «ورشکستگی» رسیده ایم، معتقد است مشکلات حوزه آب و انرژی نه یک شبه ایجاد شده و نه اتفاق است؛ بنابراین می توان با همکاری همگانی آن را حل کرد به شرط آنکه عزم لازم برای رفع آن وجود داشته باشد.

به گزارش اقتصاد شهروند ، یک عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی شریف با تأکید بر اینکه ایران در حوزه آب به مرحله «ورشکستگی» رسیده، معتقد است بحران فعلی نه محصول یک دولت و یک دهه، بلکه نتیجه دههها سیاستگذاری نادرست و بیبرنامگی است. هاشم اورعی، استاد انرژی و رئیس اتحادیه انجمنهای علمی انرژی ایران، در گفتوگویی تفصیلی با ایرنا توضیح میدهد که چگونه ترکیب خشکسالی، سوءمدیریت و بیتوجهی به روندهای جهانی، کشور را در نقطه حساس امروز قرار داده است.
ورود به ششمین سال خشکسالی پیاپی
بخش قابل توجهی از منطقه خاورمیانه و ایران وارد ششمین سال خشکسالی متوالی شده است. کاهش چشمگیر بارشهای پاییزی و کاهش ورودی سدها نگرانیها را در خصوص عمیقتر شدن بحران تشدید کرده است. اورعی میگوید: «مشکل آب فقط مختص ایران نیست اما شدت بحران در ایران به دلیل بیتوجهیهای چند دههای بیشتر خود را نشان میدهد.»
بر اساس گزارشهای جهانی، مناطق خشک جهان در حال گسترشاند و ایران نیز در میان کشورهایی است که منابع آب تجدیدپذیر آن با سرعت بیشتری رو به کاهش است. بانک جهانی سه عامل اصلی را برای کاهش منابع آب شیرین جهان برمیشمارد: گرمایش جهانی، تغییر کاربری زمین و مدیریت نادرست آب. به گفته اورعی، «در مناطق خشک، این کاهش تا ۱۰ درصد هم رسیده و مصرف آب در دو دهه اخیر در چنین مناطقی تا ۳۳ درصد افزایش یافته است».
ورشکستگی آبی؛ فراتر از «بحران»
او تأکید میکند که مشکل ایران کمبود مطلق آب نیست بلکه «استفاده نادرست» از منابع است: «ما سالانه حدود ۱۰۰ میلیارد مترمکعب آب تجدیدپذیر داریم؛ این رقم ۵۰ برابر عربستان و ۲۰ برابر متوسط منطقه است. اما این ظرفیت به دلیل مدیریت نادرست تبدیل به ورشکستگی آبی شده است.»
به گفته وی، ریشههای این ورشکستگی شامل تأثیرات تغییرات اقلیمی، ضعف دیپلماسی آب و همچنین پروژههای عمرانی اشتباه شامل سدسازیهای بیبرنامه، انتقالهای بینحوضهای و حفر یک میلیون چاه (که نیمی غیرمجاز است) است. او نمونهای از وضعیت موجود را در شهرهای بزرگ میبیند: «سدهای تأمینکننده آب مشهد تنها سه درصد آب دارند و درباره تهران حتی بحث تخلیه شهر مطرح شده است.»
انرژی؛ عقبماندگی در عصر گذار جهانی
اورعی در بخش انرژی نیز وضعیت را نگرانکننده توصیف میکند. بر اساس آمارهای بینالمللی، تقاضای برق تا سال ۲۰۵۰ دو برابر خواهد شد و دو سوم آن از انرژیهای تجدیدپذیر تأمین میشود. در حالی که جهان به سرعت در مسیر «گذار انرژی» حرکت میکند، سهم انرژی تجدیدپذیر در ایران کمتر از یک درصد است.
او از «افسانهسازی درباره انرژی خورشیدی» انتقاد میکند: «وقتی ۱۰۰ کیلووات خورشیدی نصب میکنید، فقط ۲۵ کیلووات برق تحویل میگیرید. بنابراین اگر ۱۰ هزار مگاوات خورشیدی نیز تا سال آینده نصب شود، تنها ۴.۷ درصد به برق کشور اضافه میشود که برابر با میزان رشد تقاضاست؛ یعنی مشکل ناترازی حل نمیشود.»
وی همچنین به هزینههای سنگین استفاده از باتری برای ذخیرهسازی انرژی اشاره میکند: «یک مگاوات خورشیدی با باتری ۱۱۰ میلیارد تومان هزینه دارد. اجرای وعده ۱۰ هزار مگاواتی به ۹۳۵ هزار میلیارد تومان سرمایه نیاز دارد؛ رقمی که از بودجه عمرانی کشور هم بیشتر است.»
هدررفت آب؛ سه برابر مصرف مردم
این استاد دانشگاه با رد مقصر دانستن مردم در وضعیت آب شرب تأکید میکند: «۹۰ درصد آب ایران در کشاورزی مصرف میشود. سهم شرب تنها ۶ درصد است. در تهران یکسوم آب تصفیه شده به دلیل فرسودگی شبکه هدر میرود. قبل از درخواست صرفهجویی از مردم، باید سوراخهای شبکه را بست.»
او میگوید کشورهایی مثل عربستان با بازیافت آب، شیرینسازی، استفاده از فناوری و بازچرخانی مشکلات خود را حل کردهاند، اما ایران همچنان به دنبال «انتقال آب» است: «به جای هدایت جمعیت به جنوب، میخواهیم آب را از جنوب هزار کیلومتر پمپاژ کنیم.»
تعارضات برنامه هفتم
به گفته اورعی، سیاستگذاریهای کشاورزی نیز خلاف منطق آبی کشور است: «مجلس در برنامه هفتم، خودکفایی ۹۰ تا ۱۰۰ درصدی برای ۱۴ محصول را الزامی کرده ولی نگفته آب این محصولات از کجا باید تأمین شود.» او راهکار را اصلاح الگوی کشت، طراحی دوباره سیاستها با حضور متخصصان و توسعه کشت فراسرزمینی میداند؛ کاری که به گفته او عربستان و امارات سالهاست دنبال میکنند.
نقش رسانه و ضرورت تغییر نگرش
اورعی بخشی از مسئولیت وضعیت فعلی را متوجه رسانهها میداند: «رسانهها باید نقش واقعی خود را ایفا کنند؛ نه اینکه فقط سیاستهای دولتی را منتقل کنند. رسانه باید هم مردم را آگاه کند و هم پیام آنها را به مسئولان برساند.»
او در پایان تأکید میکند: «هیچ راهی جز همدلی و تغییر نگرش وجود ندارد. آب و انرژی پروژههای یکساله و چهارساله نیستند. ما امروز باید از خواب غفلت بیدار شویم. ایران ظرفیت علمی و انسانی لازم را دارد اما بدون تصمیمات سخت و مشارکت مردم، آینده این سرزمین به خطر میافتد.» منبع



