جابهجایی فولاد مبارکه؛ هزینه یا فرصت؟!
بازسازی فولاد مبارکه پس از خسارات اخیر، بحث قدیمی محل استقرار این صنعت بزرگ را دوباره مطرح کرده است. در حالی که بحران آب و ملاحظات زیستمحیطی برخی را به سمت ایده جابهجایی سوق میدهد، هزینههای سنگین انتقال و وابستگی گسترده صنایع پاییندستی، ادامه فعالیت در مکان فعلی را به گزینهای جدی تبدیل کرده است.

به گزارش نبض بازار اقتصاد شهروند ، بازسازی فولاد مبارکه پس از خسارات اخیر، بار دیگر بحث حساس محل استقرار این کارخانه بزرگ را بهمیان آورده است؛ موضوعی که سالها محل اختلاف کارشناسان اقتصاد و محیطزیست بوده است. از یکسو، بحران آب در فلات مرکزی و فشار فزاینده بر زایندهرود، ضرورت انتقال صنایع سنگین به مناطق کمچالشتر را یادآوری میکند؛ و از سوی دیگر، هزینه سنگین جابهجایی، گستردگی زیرساختهای موجود و وابستگی زنجیره تولید کشور، ادامه فعالیت در مکان فعلی را منطقیتر جلوه میدهد.
خسارات واردشده به مجتمع فولاد مبارکه اصفهان و ضرورت بازسازی بخشی از زیرساختهای این واحد صنعتی، بار دیگر بحث قدیمی اما مهم محل استقرار این کارخانه عظیم را به صدر توجه کارشناسان اقتصادی و محیطزیست بازگردانده است. برخی صاحبنظران معتقدند بازسازی میتواند فرصتی برای نوسازی فناوری و ادامه فعالیت در مکان فعلی باشد، اما گروهی دیگر بر این باورند که بحران آب در فلات مرکزی و الزامات زیستمحیطی جدید، ضرورت بررسی گزینه جابهجایی این صنعت بزرگ را بیش از گذشته برجسته کرده است.
فولاد مبارکه به عنوان بزرگترین تولیدکننده فولاد کشور و یکی از مهمترین واحدهای صنعتی خاورمیانه، نقش محوری در زنجیره تولید فولاد ایران دارد. همین جایگاه باعث شده هر تصمیم درباره آینده این کارخانه، پیامدهایی فراتر از یک واحد صنعتی داشته باشد و اقتصاد منطقه و حتی کشور را تحت تأثیر قرار دهد. اکنون پرسش اصلی این است که بازسازی، بازآفرینی در محل خواهد بود یا آغاز راه انتقالی بزرگ؟
بحران آب و چالشهای زیستمحیطی
یکی از مهمترین محورهای بحث درباره محل فعالیت فولاد مبارکه، موضوع منابع آب است. صنعت فولاد به طور سنتی در زمره صنایع آببَر قرار میگیرد و مصرف قابل توجهی از منابع آبی برای فرآیندهای تولیدی نیاز دارد. در حالی که اصفهان در سالهای اخیر با بحران شدید کمآبی و کاهش جریان زایندهرود مواجه بوده، ادامه فعالیت صنایع بزرگ در این منطقه همواره با انتقادهایی از سوی فعالان محیطزیست روبهرو شده است.
کارشناسان معتقدند استقرار صنایع سنگین در مناطق کمآب، با اصول توسعه پایدار همخوانی ندارد. از این منظر، برخی پیشنهاد میکنند در صورت اجرای بازسازی گسترده، انتقال کارخانه به مناطقی با دسترسی پایدارتر به منابع آب، از جمله مناطق ساحلی جنوب کشور، میتواند فشار بر منابع آبی فلات مرکزی را کاهش دهد.
آلودگی هوا و نزدیکی به مراکز جمعیتی
چالش زیستمحیطی فولاد مبارکه تنها به مصرف آب محدود نمیشود. هرچند این مجموعه در سالهای گذشته اقداماتی برای کاهش آلایندگی انجام داده و از فناوریهای کنترل آلودگی استفاده کرده است، اما وجود یک مجتمع صنعتی بزرگ در نزدیکی مناطق مسکونی همچنان نگرانیهایی درباره کیفیت هوا ایجاد میکند.
در زمان احداث این کارخانه، فاصله آن با شهرها مناسب تلقی میشد، اما با گسترش شهرنشینی و توسعه سکونتگاهها، این فاصله در برخی مناطق کاهش یافته است. به همین دلیل برخی کارشناسان معتقدند جابهجایی چنین صنایع بزرگی به مناطق صنعتی دورتر از مراکز جمعیتی میتواند در بلندمدت به کاهش آثار زیستمحیطی کمک کند.
هزینههای سنگین جابهجایی
با وجود استدلالهای زیستمحیطی، انتقال کامل فولاد مبارکه تصمیمی ساده و کمهزینه نیست. این مجتمع صنعتی طی دههها فعالیت، شبکه گستردهای از زیرساختها شامل خطوط انرژی، تأسیسات صنعتی، شبکه حملونقل و واحدهای پشتیبان ایجاد کرده است که ارزش اقتصادی آن بسیار بالاست.
کارشناسان صنعتی برآورد میکنند احداث کارخانهای در مقیاس فولاد مبارکه در مکانی جدید، به سرمایهگذاری چند ده میلیارد دلاری نیاز دارد. افزون بر این، جابهجایی کارخانه میتواند برای چند سال تولید را با اختلال مواجه کند؛ مسئلهای که با توجه به سهم قابل توجه این مجموعه در تولید فولاد کشور، پیامدهای گستردهای برای بازار داخلی و صنایع پاییندستی خواهد داشت.
زنجیره تولید و اشتغال منطقهای
فولاد مبارکه تنها یک کارخانه نیست؛ بلکه محور اصلی یک شبکه گسترده صنعتی است. صدها واحد تولیدی در صنایع خودروسازی، لوازم خانگی، لولهسازی و دیگر بخشها به محصولات این کارخانه وابستهاند. همچنین هزاران نفر به صورت مستقیم و غیرمستقیم در این مجموعه و صنایع وابسته آن مشغول به کار هستند. انتقال کارخانه به منطقهای دیگر، علاوه بر هزینههای اقتصادی، میتواند تبعات اجتماعی قابل توجهی برای نیروی کار و اقتصاد محلی استان اصفهان به همراه داشته باشد.
فرصت بازسازی برای نوسازی فناوری
در کنار بحث جابهجایی، برخی کارشناسان گزینهای میانه را مطرح میکنند: بازسازی کارخانه در محل فعلی همراه با نوسازی گسترده فناوری و کاهش مصرف آب و انرژی.
به گفته آنان، فناوریهای جدید فولادسازی امکان کاهش قابل توجه مصرف آب، انرژی و میزان آلایندگی را فراهم کرده است. استفاده از این فناوریها میتواند بخشی از نگرانیهای زیستمحیطی را کاهش دهد، بدون آنکه هزینههای سنگین انتقال کارخانه به اقتصاد تحمیل شود.
تصمیمی میان اقتصاد و محیطزیست
بحث درباره آینده فولاد مبارکه در واقع تلاقی دو دغدغه مهم است: ضرورت حفظ ظرفیتهای صنعتی و اشتغال از یک سو، و الزامات محیطزیستی و مدیریت منابع طبیعی از سوی دیگر.
در شرایطی که خسارات اخیر ضرورت بازسازی این مجموعه را مطرح کرده است، برخی کارشناسان این مقطع را فرصتی برای بازنگری در مدل توسعه صنعتی میدانند. با این حال، واقعیتهای اقتصادی نشان میدهد انتقال کامل چنین مجموعهای پروژهای بسیار پیچیده، پرهزینه و زمانبر خواهد بود.
به همین دلیل، به نظر میرسد تصمیمگیری درباره آینده فولاد مبارکه نیازمند بررسی دقیق همه جوانب اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی است؛ تصمیمی که نه تنها بر سرنوشت یک کارخانه، بلکه بر مسیر توسعه صنعتی کشور در سالهای آینده نیز اثرگذار خواهد بود.



