تلاطم در بازارِ ارز؛ بنبستِ سیاستهایِ تثبیت
نوسان شدید دلار برآیند تنشهای سیاسی، ناترازی پولی و انتظارات تورمی است که شکنندگی سیاستهای تثبیت ارزی را در برابر واقعیتهای سخت اقتصادی به تصویر میکشد.

به گزارش اخبار طلا و ارز اقتصاد شهروند ، در روزهای اخیر، بازار ارز بار دیگر شاهد نوسانات شدیدی بود که شوک جدیدی به فضای کسبوکار و انتظارات تورمی جامعه وارد کرد. در حالی که سیاستگذار پولی همچنان بر طبل «تثبیت» میکوبد، واقعیتهای میدان نشان از فشار سنگین نیروهای بنیادین بر قیمتها دارد. این گزارش با نگاهی به تحرکات چند روز گذشته، عوامل محرک این صعود را در سه لایه «تنشهای برونزا»، «ناترازیهای پولی» و «رفتارشناسی معاملهگران» تحلیل میکند تا مشخص شود چرا دلار به جای آرامش، مسیرِ صعودی را برگزیده است.
سایه سنگینِ سیاست و ریسکهای ژئوپلیتیک بر بازار
نخستین و مشهودترین عامل نوسانات چند روز اخیر، بازگشت پرقدرت ریسکهای غیراقتصادی به فضای بازار است. در اقتصاد ایران، نرخ ارز به عنوان حساسترین دماسنج سیاسی عمل میکند. هرگونه سیگنال منفی در حوزه دیپلماسی، تغییر در لحن طرفهای بینالمللی یا افزایش تنشهای منطقهای، بلافاصله در قالب «تقاضای احتیاطی» در بازار آزاد ظاهر میشود. در روزهای گذشته، مجموعهای از اخبار نگرانکننده باعث شد تا بخشی از سرمایهگذاران، خروج از داراییهای ریالی و ورود به بازار ارز را امنترین راه برای حفظ ارزش دارایی خود بدانند.
این نوع نوسانات معمولاً با هراسِ عمومی (Panic Buying) همراه است. وقتی خبرهای سیاسی بر صدر مینشینند، معاملهگران خرد از ترسِ جاماندن از موجِ بعدیِ گرانی، به سمت بازار هجوم میبرند. این افزایش ناگهانی تقاضا در حالی رخ میدهد که عرضه در بازار آزاد معمولاً در زمانهای بحرانی محدود میشود. صادرکنندگان و دارندگانِ عمده ارز با مشاهده روند صعودی، از عرضه دارایی خود خودداری میکنند تا در قیمتهای بالاتر بفروشند. این عدم تقارن میان عرضه و تقاضا، منجر به جهشهای قیمتی میشود که لزوماً ریشه در مبادلات تجاری ندارند، اما فضای روانی بازار را به کلی تغییر میدهند.
ناترازیِ مزمنِ پولی و شکستِ سیاستِ سرکوبِ قیمت
فراتر از اخبار سیاسی، آنچه سوخت اصلی حرکت دلار را تأمین میکند، وضعیت شاخصهای کلان پولی است. نقدینگی در اقتصاد ایران همچنان با نرخهای بالایی در حال رشد است که بخش بزرگی از آن به کسری بودجه مزمن دولت و ناترازی سیستم بانکی بازمیگردد. وقتی رشد نقدینگی با رشد اقتصادی و افزایش تولید همخوانی ندارد، مازاد پول در جستجوی بازاری برای حفظ ارزش، به سمت داراییهای نقدشونده مانند دلار و طلا سرازیر میشود.
سیاستگذار در ماههای اخیر تلاش کرد با استفاده از ابزارهایی مانند کنترل ترازنامه بانکها و ارزپاشی در نرخهای ترجیحی، قیمت دلار را در کانالهای مشخصی ثابت نگه دارد. اما تجربه نشان داده است که «فنر ارزی» تنها تا حد معینی قابلیت فشردهسازی دارد. وقتی تورم داخلی به مراتب بالاتر از تورم کشورهای حوزه دلار است، شکاف قدرت خرید ایجاد شده باید به شکلی تخلیه شود. نوسانات اخیر نشان داد که بازار دیگر نسبت به تزریقهای محدود یا دستورات اداری واکنش مثبت نشان نمیدهد. در واقع، دلار در حال تعدیل خود با واقعیتهای پولی و نرخ تورمی است که در لایههای زیرین اقتصاد رسوب کرده است. تا زمانی که موتور تولید نقدینگی خاموش نشود، هرگونه تثبیت قیمتی، موقت و شکننده خواهد بود.
نبردِ انتظارات و جذابیتِ آربیتراژ در نرخهای چندگانه
عامل مهم دیگری که به تلاطم اخیر دامن زده، شکاف عمیق میان نرخهای مختلف ارز است. وجود نرخهای متعدد (از ارز ترجیحی و نیمایی گرفته تا نرخ بازار آزاد) همواره زمینهساز رانت و فساد بوده، اما در زمان نوسان، این شکاف به محرکی برای آشفتگی بیشتر تبدیل میشود. وقتی فاصله میان نرخ دلار در سامانه نیما و بازار آزاد افزایش مییابد، انگیزهی صادرکنندگان برای بازگشت ارز صادراتی کاهش یافته و در مقابل، صفهای طولانی برای دریافت ارز دولتی به قصد انتفاع از تفاوت قیمت شکل میگیرد.
این وضعیت باعث میشود که بازار آزاد به عنوان مرجعِ اصلیِ انتظارات تورمی، به شدت نسبت به کمبودِ عرضه حساس شود. معاملهگران با رصدِ این شکاف، متوجه میشوند که سیاستگذار در تأمین ارز با چالش مواجه شده است و همین درک، به انتظارات صعودی دامن میزند. در روزهای گذشته، نوسانات بازار طلا و سکه نیز به عنوان پیشران عمل کردند. به دلیل همبستگی شدید طلا با دلار، جهش قیمت جهانی طلا یا افزایش حباب سکه، سیگنال مستقیمی به معاملهگران دلار داد تا قیمتهای پیشنهادی خود را بالا ببرند. در این فضا، تحلیلهای فنی نیز نقش تقویتکننده ایفا کردند؛ با شکستن سطوح مقاومتی کلیدی، موج جدیدی از خریداران وارد بازار شدند که هدفشان نه مصرف، بلکه سفتهبازی برای کسب سود از نوساناتِ کوتاه مدتی بود.
جمعبندی و افقِ پیشرو
نوسانات شدید قیمت دلار در چند روز گذشته را نباید صرفاً به گردن «دلالان» یا «هیجانات زودگذر» انداخت. اگرچه اخبار سیاسی جرقه این حرکت را زدند، اما بسترِ آمادهی اقتصاد (رشد نقدینگی، ناترازی بودجه و انتظارات تورمی بالا) بود که اجازه داد این جرقه به یک حریق قیمتی تبدیل شود.
چشمانداز بازار ارز در کوتاهمدت به شدت به توانایی بانک مرکزی در مدیریتِ انتظارات و همچنین تحولاتِ عرصه دیپلماسی گره خورده است. با این حال، راهکار پایدار برای مهار دلار، نه در خیابان فردوسی، بلکه در راهروهای سازمان برنامه و بودجه و بانک مرکزی نهفته است. تنها با کنترل واقعی نقدینگی، اصلاحِ ساختارِ بانکی و حرکت به سمتِ تکنرخی شدن ارز است که میتوان از این دورههای تلاطمِ فرساینده خارج شد. در غیر این صورت، بازار ارز همچنان به عنوان پناهگاه اصلی سرمایهها در برابر طوفان تورم، مستعد جهشهای ناگهانی باقی خواهد ماند.


