اخبار تاپاخبار مسکن

عبور مسکن از مرز دلاری

عبور قیمت دلاری مسکن از مرز ۱۰۰۰ دلار، نشان‌دهنده انطباق بازار ملک با انتظارات تورمی و تغییر رفتار آن از دارایی مصرفی به سرمایه‌ای است.

به گزارش اخبار مسکن اقتصاد شهروند ، در بازار مسکن ایران، عبور قیمت دلاری یک متر مربع آپارتمان از مرز ۱۰۰۰ دلار، فراتر از یک تغییر عددی در جداول آماری، نمادی از یک چرخش استراتژیک در رفتار خریداران و فروشندگان است. این شاخص که اثر تغییرات نرخ ارز را بر ارزش واقعی دارایی خنثی می‌کند، نشان می‌دهد که بازار ملک پس از دوره‌ای رکود و تعلل، بار دیگر در حال هم‌سویی با انتظارات تورمی است. اما آیا این رشد، ناشی از تقویت تقاضای مصرفی است یا بازگشت دوباره نگاه سرمایه‌ای به این بخش که می‌تواند معادلات عرضه و تقاضا را در پایتخت دگرگون کند؟

قیمت دلاری مسکن؛ چرا این شاخص قطب‌نمای بازار است؟

در اقتصادهای با تورم بالا نظیر ایران، قیمت ریالی مسکن به دلیل «اثر تورم عمومی» همواره در حال افزایش است و ابزار دقیقی برای سنجش ارزش واقعی دارایی محسوب نمی‌شود. در اینجا، شاخص «قیمت دلاری مسکن» به عنوان ابزاری برای نرمال‌سازی عمل می‌کند. وقتی قیمت مسکن را به دلار محاسبه می‌کنیم، در واقع اثر افت قدرت خرید پول ملی را حذف کرده و می‌سنجیم که قیمت ملک نسبت به ارزهای معتبر جهانی در چه جایگاهی قرار دارد.

عبور از مرز ۱۰۰۰ دلار برای هر متر مربع در تهران، یک مرز روانی مهم است. این رقم نشان می‌دهد که فشار برای افزایش قیمت ریالی، حتی از سرعت رشد نرخ ارز نیز پیشی گرفته است. وقتی قیمت دلاری بالا می‌رود، به این معناست که مسکن در حال «گران‌تر شدن واقعی» است و این یعنی دارایی‌های غیرمنقول در تهران دوباره برای سرمایه‌گذاران جذاب شده‌اند. این اتفاق معمولاً در فازهای میانیِ یک چرخه تورمی رخ می‌دهد؛ جایی که پس از جهش اولیه دلار، بازار مسکن به تدریج خود را با سطح جدید قیمت‌های کالا و خدمات منطبق می‌کند.

نیروهای محرکه جهش ارزش دلاری ملک

چرا مسکن در حالی که دلار در بازه‌های زمانی اخیر ممکن است ثبات نسبی داشته باشد، باز هم قیمت دلاری‌اش افزایش می‌یابد؟ پاسخ در «انتظارات تورمی» نهفته است. در ایران، مسکن بزرگترین دارایی خانوار است. وقتی فروشندگان حس کنند هزینه‌های ساخت (شامل مصالح، دستمزد و زمین) در آینده نزدیک افزایش خواهد یافت، پیش‌دستانه قیمت‌ها را بالا می‌برند.

عامل دیگر، «عقب‌ماندگی دلار» است. همان‌طور که در تحلیل‌های پیشین اشاره شد، اگر دلار به دلیل سیاست‌های انقباضی یا تثبیتی دولت از تورم عقب بماند، اما تورم در بخش مصالح و خدمات ساختمانی جاری باشد، قیمت دلاری مسکن به صورت خودکار افزایش می‌یابد. در واقع، بازار مسکن در این شرایط نقش «اصلاح‌گر» را ایفا می‌کند. این رشد قیمت دلاری مسکن نشان می‌دهد که عرضه در بازار ملک به شدت محدود است و قدرت چانه‌زنیِ سمت عرضه بر سمت تقاضا غالب شده است.

تغییر رفتار بازیگران در بازار؛ از مصرف به سرمایه

وقتی قیمت دلاری به بالای ۱۰۰۰ دلار می‌رسد، ترکیب تقاضا نیز تغییر می‌کند. در سطوح پایین‌ترِ قیمت دلاری، تقاضای مصرفی (خرید برای سکونت) پررنگ‌تر است، اما با عبور از این مرز، مسکن به تدریج از دسترس طبقه متوسط خارج شده و به «دارایی سرمایه‌ای» تبدیل می‌شود. خریداران در این فاز، نه به دنبال سکونت، بلکه به دنبال «حفظ ارزش پول» در برابر تورمِ انتظاری هستند.

این رفتار باعث می‌شود که چرخه «خرید و انبار کردن» ملک در تهران تشدید شود. وقتی فعالان بازار متوجه می‌شوند که ملک با سرعت بیشتری نسبت به ارز رشد می‌کند، تقاضای سرمایه‌گذاری افزایش یافته و مسکن به یک دارایی نقدشونده در سبد دارایی‌های ثروتمندان تبدیل می‌شود. این یعنی فروشندگان با نگاه به قیمت‌های آتی تصمیم می‌گیرند و خریدارانِ مصرفی که بودجه‌شان با این سطح از دلارِ مسکن همخوانی ندارد، از بازار حذف می‌شوند. در نتیجه، بازار با رکودی مواجه می‌شود که در آن قیمت‌ها نه تنها کاهش نمی‌یابند، بلکه در سطوح بالا «منجمد» می‌شوند.

چالش‌های سیاست‌گذاری در فضای عبور از ۱۰۰۰ دلار

این مرزِ دلاری، پیامی هشدارآمیز برای سیاست‌گذاران بخش مسکن است. وقتی قیمت مسکن به سطوح بالای جهانی نزدیک می‌شود (با توجه به سطح درآمدی سرانه در ایران)، نشان‌دهنده یک «شکاف عمیق» بین توان مالی مردم و هزینه مسکن است. این یعنی مسکن در تهران دچار «حبابِ دارایی» نشده، بلکه دچار «تورمِ هزینه» و «تورمِ ناشی از کمبود عرضه» شده است.

سیاست‌های مالیاتی مانند «مالیات بر خانه‌های خالی» یا «مالیات بر عایدی سرمایه» در این شرایط، اگر به درستی اجرا نشوند، تنها منجر به انتقال هزینه‌ها به خریدار نهایی می‌شوند. وقتی قیمت دلاری مسکن بالا می‌رود، یعنی زمین و ساختمان به کالاهای نایابی تبدیل شده‌اند که هرگونه مداخله دستوری می‌تواند عرضه را باز هم کمتر کند. سیاست‌گذار در این نقطه نباید به دنبال «سرکوب قیمت» باشد، بلکه باید با عرضه زمین‌های دولتی و تسهیل ساخت‌وساز، ترمز این رشد دلاری را بکشد.

چشم‌انداز آینده؛ پایداری یا اصلاح؟

آیا قیمت دلاری مسکن در این سطح باقی می‌ماند یا شاهد یک اصلاح بزرگ خواهیم بود؟ اگر فرض کنیم قیمت دلار در آینده نزدیک دچار جهش شود، مسکن ممکن است برای مدتی قیمت دلاری‌اش کاهش یابد تا با دلار جدید منطبق شود. اما اگر دلار ثابت بماند، مسکن همچنان پتانسیل رشد ریالی دارد تا خود را با نرخ تورم تولید منطبق کند.

واقعیت این است که مسکن تهران در سطح دلاری ۱۰۰۰ دلار، «گران» است؛ به این معنا که نسبت به قدرت خرید عمومی، سقفِ جدیدی را تجربه می‌کند. این وضعیت می‌تواند دوره «رکودِ تورمی» را در بازار ملک طولانی‌تر کند. در کوتاه‌مدت، انتظارات تورمیِ ناشی از کسری بودجه دولت، اجازه کاهش قیمت را نمی‌دهد. اما در بلندمدت، اگر این روند رشد دلاری ادامه یابد و با نرخ رشد درآمد خانوارها همخوانی نداشته باشد، بازار مسکن با یک بن‌بست جدی مواجه خواهد شد. سرمایه‌گذارِ حرفه‌ای در این سطح قیمتی باید بداند که دوره «سودهای کلان و سریع» در بازار مسکنِ تهران به پایان رسیده و هرگونه ورود به بازار نیازمندِ تحلیلِ دقیقِ موقعیت، کیفیتِ ساخت و پتانسیلِ نقدشوندگی است؛ چرا که بازار مسکن اکنون در حال گذار به فازِ «سرمایه‌گذاریِ بلندمدت و کم‌بازده» است.

عبور از ۱۰۰۰ دلار، زنگ خطری است که نشان می‌دهد تهران در حال گران‌شدن است؛ این گران شدن نه لزوماً به خاطر رفاه عمومی، بلکه به دلیل ضعف‌های ساختاری اقتصاد و ناتوانی در مدیریتِ عرضه در برابر تورمِ مزمن است.

منبع: اقتصاد شهروند | نویسنده: علیرضا ربیعی

نوشته های مشابه

یک دیدگاه

  1. با دلار بازار آزاد که بنیانی در فکت های اقتصادی ندارد و دست فرمان آن به تویئت ها، انتخابات آمریکا، تحولات سوریه، ونزوئلا، اسنپ بک، قطعنامه سازمان ملل،… نمی توان معیاری برای اندازه گیری فقر، قیمت مسکن، تولید ناخالص داخلی، درامد ملی، قدرت خرید…. ارائه کرد. آنهم در شرایطی که 95 درصد اقتصاد ایران غیر دلاری است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا