تراژدی « هلوشو بدم ، لیموشو بدم ، همشو بدم »

دوغشو بدم ، لیموشو بدم ، هلوشو بودم . . .همشو بده…. این ادبیات یک تبلیغ تلویزیونی و رادیویی است درباره شرکتی که تولید کننده نوشیدنی در ایران است و صبح تا شام، شبکه های مختلف رسانه ملی را بمباران کرده و امروزه تبدیل به بخشی از ادبیات گفتاری طنز ایرانیان در شبکه های اجتماعی و کوچه و خیابان شده است. اردشیر کاظمی، پیرترین چهره تبلیغاتی و سینمای ایران نیز در این تیزر، نقش آفرینی می کند.
حتی جمله تبلیغاتی برند «عالیس»، به جلسات مشاوره زوج ها با روانشناسان هم کشیده شده است و برخی از روانشناسان، از کیسهایی خبر میدهند که زوجین نسبت به تکرار این جمله در روابط زناشویی و زندگی روزمره، شکایت دارند!
به هر حال، این جمله تبلیغاتی این برند که صبح تا شام از شبکه های مختلف رسانه ملی، ذهن مخاطب را هدف گرفته است و تلاش می کند تا مثل تراژدی ستاره و مربع های چند سال پیش، برند خود را مطرح و از بلبشوی اقتصاد امروز ایران، تکه ای بردارد، تقریبا روی مخ مخاطب است. این که مرتب با جمله هلوشو بودم ، لیموشو بدم و همشو بده مواجه هستیم، از نقطه نظر جامعه شناسی، معنای زیادی دارد.
حتما بخوانید : ثنا اسدیان کیست ؟ (جنجال حقوق نجومی ثنا اسدیان و رابطه اش با آذری جهرمی)
به نظر می رسد که هلوشو بدم، لیمو شو بدم، مثل تبلیغات گاج مارکت و قلم چی و مدرسان شریف و تبرک و . . . ، صرفا یک تبلیغ نیست که اعصاب و روان میلیون ها مخاطب رسانه ملی را در شبکه های مختلف، در حد اعلاء ساییده است! بلکه از یک آرمان و هدف خبر می دهد. از یک ایدئولوژی خبر می دهد. لیموشو بدم، هلوشو بدم، همشو بده!، اگر چه تبلیغ آبجو و آبمیوه و دوغ است، اما دقیقا بر اساس نظر و برنامه طراح این جمله تبلیغاتی، هدف بزرگ تری را با این جمله پردازی خلاقانه و طنز، دنبال می کند.
هدفی که همان طور که در بالا گفتیم، وارد کیس های مشاوره های روانشناسی و جلسات case study فعالان توسعه برند در دانشگاه های کشور هم شده و به نظر میرسد که یکی از تبلیغات جریان ساز در رسانه ملی در دهه نود باشد. هلوشو بودم، لیموشو بودم ، همشو بده، از یک انتخاب صحبت می کند. از انتخابی که گزینه هایش از قبل مشخص شده و ذهن ما، قرار است بین گزینه های از قبل مشخص شده، یکی یا همه را انتخاب کند.
گزینه هایی که مشخص نیست، درست انتخاب شده و اصلا گزینه های درستی هست یا خیر. ذهن فریبکار ما آدم ها، مبتنی بر اطلاعات مخدوشی که در ذهن داریم و قصد داریم تا درستی آن ها را مسلم بدانیم، دوست دارد بهترین گزینه را بر اساس اطلاعات غلط انتخاب کند و از قضا، آدمیزاد، گاها دوست دارد همه گزینه ها را انتخاب کند که مصداق «همشو بده» خواهد بود.
به نظر می رسد، از نقطه نظر جامعه شناسی خودمانی، زندگی انسان، انتخاب تراژدیک و دراماتیک بین هلوش و لیموش است. همش را هم نمیشه برد. بسیاری از ساختارهای فکری دنیای امروز،از فلسفه و هنر و روانشناسی گرفته تا علم سیاست و اقتصاد و ورزش و غیره، از همین مزخرفات آغاز شده است.
یکی مزخرفی میگوید و دیگران جدی می گیرند و جریان سازی سبب می شود تا با تبلیغات و قدرت رسانه،فراگیر شود. به قولی، الکی الکی جدی می شود و روایت FAKE IT TO MAKE IT آمریکایی ها شکل می گیرد. دنیای هلوشو بده، لیموشو بده همشو بده، از دنیای ارزش های اسمی سخن می گوید و نه ارزش های واقعی و کیفی.
هلوشو بدم لیموشو بدم، یک ادبیات گفتاری طنز در یک تیزر تبلیغاتی چند ثانیه ای نیست که هفته ها روی مخ مردم رفته است و در صدر تبلیغات رسانه ملی قرار گرفته، بلکه یک ایدئولوژی سازی را هدف گرفته و به شما می گوید که انتخاب ها از قبل، انتخاب شده اند و تو حق داری بین آن ها، یک یا چند تا انتخاب کنی . من و تو آزاد هستیم که از بین لیمو و هلو و پرتغالی و غیره، یک یا چند را انتخاب کنیم. همه رو انتخاب می کنیم و خوشحال، از مغازه خارج می شویم!
هر کدام را انتخاب کنیم، از انتخاب دیگری محروم می شویم. معمولا همشو هم نمی توانیم ببریم. ما مدام در حال از دست دادنیم. چه هلو باشد چه لیمو. تراژدی زندگی هم بین هلو هست و لیمو. هر کدام را انتخاب کنی، در حسرت انتخاب های دیگری. تا آخر عمر هم افسرده می شویم که ای کاش، انتخاب بهتری داشتیم. امروز شما، در هر پست و مقام و ثروت و دانشی که هستیم، نتیجه برنامه دیروز است. امروز، آینده همان دیروزی بود که در انتظارش بودیم.
زندگی انسان ها، با حسرت همراه است. چون همیشه بین دوگانه هلو و لیمو هستند یا سه گانه هلو و لیمو و بقیه. لیموش را انتخاب کنی، هلوش را از دست می دهی و بالعکس و فرصت تست همه نیست. داستان هلو و لیمو را هایدگر در کناب «هستی و زمان»، به خوبی شرح می دهد. ما با امکان های زیادی روبرو هستیم و انتخاب هر امکانی، یعنی سوزاندان امکان های دیگر. این را مدیران و کاسبان امروز، «هزینه فرصت» می دانند.
هزینه فرصت یعنی هر چیزی که انتخاب کنی و استفاده کنی، چه لیمو باشد چه هلو، هزینه دارد و باید هزینه را پرداخت کنی. هزینه، از دست دادن و محروم شدن از فرصت های دیگر است. برخی هزینه ها خیلی سنگین است و بعضی نه زیاد. هزینه ازدواج غلط، رشته دانشگاهی اشتباه، بیشتر است از اشتباه انتخاب پیتزا پپرونی به جای چلوکباب سلطانی در رستوران!
هزینه فرصت را سرمایه گذاران در بازار سهام، به خوبی درک می کنند. گاها ثانیه ها، ارزش فرصت را به ما می آموزند. قدر ثانیه ها و ارزش و هزینه ثانیه ها را نایب قهرمان المپیک به خوبی درک می کند.
هر چقدر مشورت بیشتر بگیریم، هزینه فرصت ما کمتر میشود. باید از کمال طلبی و وسواس های الکی پرهیز کرد. باید سعی کرد، تفکر فازی را یاد گرفت. دنیای صفر و یک ها و این یا آن و خوب یا بد، تمام شده است. هیچ چیز نه صد درصد خوب است و نه صد درصد بد. چیزی بین خوب و بد و صفر و یک هم وجود دارد که این را بورس بازها، به خوبی درک می کنند. هیچ سهمی تا ابد خوب،یا تا ابد بد نیست. انسان ها و زندگی هم همینطور است.
لیموشو بدم، هلوشو بدم به ما می گوید که مراقب هزینه فرصت ها باشیم. مراقب باشیم که انتخاب های ما، گزینه های انتخاب شده با مقاصد خاص دیگران نباشد.
حتما بخوانید : مستنداتی از شرکتها و خانوادههای مشهور که ارز دولتی گرفتند
بازتاب در شبکه های اجتماعی
تبلیغ عالیس، مدت هاست که در شبکه های اجتماعی ایرانیان، در پست ها و کامنت های اینستاگرامی، تکه کلام خیلی ها شده است. از بورس بازها تا فعالان اقتصادی و مشاوران روانشناسی و کتابفروش ها و کاربران عادی که برای حق انتخاب، از این جمله معروف استفاده می کنند.

گوگل هم همان طور که در عکس بالا مشاهده می کنید، به ما می گوید که ایرانیان، به دنبال این کلید واژه معروف پاییزی هستند که حالا «پرویز و پونه» و سوریلند هم آن را به سبک خود روایت کرده است و در دستور کار فودبلاگرها هم قرار گرفته است.
نامه حسام الدین آشنا درباره هلوشو بدم!
مرداد ماه نود و هشت بود که حسام الدین آشنا، عضو شورای عالی نظارت بر صدا و سیما و از نزدیکان دولت روحانی، در نامه ای مورخ بیست و هشتم مرداد ماه سال نود و هشت، به محسنی اژه ای، رئیس شورای عالی نظارت بر صدا و سیما، نسبت به شیوه جدید درآمد زایی رسانه ملی انتقاد کرد. مشخص بود که دلیل نامه نگاری حسام الدین آشنا که توییت های جنجالی او در سال های اخیر، بازتاب های گسترده داشته، مربوط به تراژدی «هلوشو بدم، لیموشو بدم» است.

او از عالیس هم گفت و اشاره کرده بود که انتشار این آگهی،نیازمند اخذ مجوز از نهادهای نظارتی مثل شورای نظارت است و این آگهی، فضای شبه انحصاری ایجاد کرده است. گویا رسانه ملی، شریک این نوشیدنی ساز بوده و شاهد حضور پر رنگ این شرکت در تبلیغات صدا و سیما از صبح تا شام هستیم. آرامش روانی مخاطب هم تحت تاثیر است. تکرار آگهی لیموشو بدم هلوشو بدم، آزار دهنده است و رسانه ملی برای آن، فکر خاصی ندارد.
در این نامه امده است که رسانه ملی ، مدل REVENUE SHARING را مد نظر قرار داده و عالیس، مصداق این مدل است. در این مدل، رسانه ملی در افزایش درآمد آگهی دهنده شریک است. نامه او به دکتر علی عسگری رئیس صدا و سیما، علی جنتی، نماینده رئیس جمهور در شورای عالی نظارت و دکتر واعظی، رئیس دفتر رئیس جمهور هم ارسال شد. اما به نظر نمی رسد که تاثیر خاصی روی روال پخش این تیزر در شبکه های ملی گذاشته باشد.

داستان عالیس و رسانه ملی، به روزنامه ها هم کشیده شده است.

اذری جهرمی، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات هم در توییترهای خود، گاها گذری بر تراژدی هلوشو بدم، لیموشو بدم می زند. به نظر می رسد هیات دولت هم در سایبر دیپلماسی خود، نگاهی «عالیسی» هم دارند!
درباره شرکت عالیس
شرکت عالیس یا بهار رز چناران، زیر مجموعه هلدینگ است که چشمه نوشان خراسان و خوشگوار از آن جمله محسوب می شود. این شرکت، مثل برخی از نوشیدنی های معروف سال های اخیر، تولید خراسان رضوی است. شهرک صنعتی چناران، در چهل کیلومتری مشهد مقدس واقع شده و برادران فیاض (علی اصغر، محمد رضا و محمد تقی)، بانیان آن هستند. فعالیت خود را از سال هشتاد و یک آغاز کردند. از خوشگوار تا عالیس.

طبق روزنامه رسمی به شماره ۲۱۲۷۰ مورخ بیست و چهار اسفند ماه سال نود و شش، شرکت بهار رز چناران (سهامی خاص) به شماره ثبت ۳۷۴۱۳ و شناسه ملی ۱۰۳۸۰۵۲۹۹۸۷، هیات مدیره خود را به این شرح اعلام کرد:
- علی اصغر فیاض به سمت رئیس هیات مدیره
- محمد تقی فیاض به سمت نایب رئیس هیات مدیره
- محمد رضا فیاض به سمت مدیرعامل و عضو هیات مدیره
طرح تیزر لیموشو بدم هلوشو بدم
خیلی ها به دنبال طراح و سازنده تیزر تبلیغاتی معروف محصولات عالیس هستند. این فرد، بیژن سلیم خانی است. او معتقد است که راهبرد دارکوبی بودن این تبلیغ، به خوبی جواب داده و همان روایت جریان سازی تبلیغ است که در این زمینه موفق بوده است.
جریان سازی یک تبلیغ
در داستان بررسی جریان سازی سناریوی یک تیزر تبلیغاتی، احتمالا تا سال ها، حماسه «هلوشو بدم لیموشو بدم» در ادبیات گفتاری روزمره ایرانیان مثل تکه کلام های «شب های برره» مهران مدیری یا تبلیغ «کی میره توی غار» شرکت ایران رادیاتور ، جریان سازی خواهد کرد و این راز موفقیت و ماندگاری یک تبلیغ است.

(هزاران پست اینستاگرامی کاربران ایرانی شبکه اجتماعی محبوب با هشتگ عالیس نشان از جریان سازی این نام در فضای شبکه اجتماعی ایرانیان دارد)
عالیس میاموزد که باید برای جریان سازی فکر کرد. استفاده از هشتگ ها به عنوان قدرت و ابزار تبلیغاتی قدرتمند در سوشال مدیا را براید برای هدایت افکار عمومی، جدی گرفت و از آن به خوبی استفاده کرد.
کتاب شناسی تبلیغات تلویزیونی
- کتاب آموزش گام به گام ساخت تیزر. نوشته رسول نصیری. نشر پویا گران سال ۱۳۸۷
- کتاب تبلیغات، تیزر و انیمیشن، نوشته کامیار کاظمی نشر خلاق سال ۱۳۸۹
- کتاب چگونه تیزر تبلیغاتی بسازیم. نوشته رسول نصیری نشر ناقوس سال ۱۳۸۵
- کتاب اموزش طراحی تیزر، انیمیشن و بنر تبلیغاتی. نوشته فرناز ریاحی نشر دیباگران تهران سال ۱۳۹۵
- کتاب اخلاق تبلیغات بازرگانی، نوشته مرتضی سلطانی. نشر مرکز پژوهش های اسلامی رسانه ملی ۱۳۸۴
- کتاب تاثیر تبلیغات بازرگانی بر کودکان. نوشته علی اسکندری. نشر مبلغان سال ۱۳۹۰
- کتاب تبلیغات خلاق. نوشته لوک سولیوان ترجمه فرزاد مقدم نشر سیته سال ۱۳۹۲
- کتاب تحلیل گفتمان انتقادی تبلیغات بازرگانی تلویزیون در چارچوب نظریه فرکلاف. نوشته ستاره مجیدی. نشر منتشران اندیشه سال ۱۳۹۶
نظر خود را درباره این تبلیغ از طریق بخش کامنت با اقتصاد شهروند به اشتراک بگذارید.




بسیار عالی
چقدر دقیق و جالب این موضوع رو کالبد شکافی کردید بسیار عالی بود تحلیلتون