اخبار تاپ

نان ؛ آخرین سنگر سفره‌های ایرانی نباید فرو بریزد

نان دیگر تنها یک کالا نیست؛ نماد امنیت غذایی و ضربان قلب سفره‌های ایرانی است. در شرایطی که نوسانات قیمت، دسترسی به این قوت لایموت را دشوار کرده است، دولت وظیفه دارد با رویکردی فوری و حمایتی، از سفره‌های کم‌درآمد در برابر حذف نان محافظت کند.

به گزارش اقتصاد شهروند ، در سایه رکود اقتصادی فعلی، اساسی‌ترین ستون بقای خانوارهای ایرانی یعنی نان، به آرامی در حال محو شدن از سفره‌هاست. در حالی که اسناد بالادستی و سیاست‌گذاری‌های دولتی از بهینه‌سازی یارانه‌ها سخن می‌گویند، واقعیت‌های جاری در سطح شهر حکایت از روندی نگران‌کننده دارد: افزایش قیمت‌ها و تغییر کاربری نانوایی‌های یارانه‌ای به «آزادپز»، نان را از کالایی در دسترس برای همه، به کالایی لوکس برای دهک‌های پایین تبدیل کرده است. وقتی نان که نماد نهایی بقا و امنیت است، خود به منشأ اضطراب و ناامنی معیشتی تبدیل شود، نشان از شکافی عمیق در پیکره اجتماعی دارد. برای خانواده‌های کم‌درآمدی که هم‌اکنون با کوچک شدن قدرت خرید و ثبات دستمزدها دست‌وپنجه نرم می‌کنند، «آزادپزی» نان نه یک اصلاح اقتصادی، بلکه یک طرد ساختاری است. دولت مسئولیت دارد فراتر از مُسکن‌های کوتاه‌مدت، سازوکاری امن، محترمانه و دردسترس فراهم کند تا تضمین شود هیچ خانواده‌ای، فارغ از تلاطم‌های اقتصادی، بدون نان نماند.

نان ، هویت و حقی که نباید معامله شود

در فرهنگ ایرانی، نان حرمتی فراتر از یک محصول کشاورزی دارد. نان برکت سفره است، نماد رزق است و بخش جدانشدنی از کرامت انسانی. وقتی از “سفره مردم” صحبت می‌کنیم، در واقع از عهد ضمنی میان جامعه و دولت سخن می‌گوییم که در آن، فراهم کردن مایحتاج اولیه زندگی نه یک لطف، بلکه یک وظیفه حکومتی است. اما آنچه امروز در صف‌های نانوایی‌های شهر دیده می‌شود، نشان از فرسایش این عهد دارد. تبدیل تدریجی نانوایی‌های دولتی به واحدهای آزادپز، اگرچه از نگاه سیاست‌گذار ابزاری برای کاهش هزینه‌های دولت و کاهش تخلفات صنفی است، اما از دیدگاه یک خانوار کارگری یا بازنشسته، چیزی جز “کوچک‌تر شدن سفره” معنا نمی‌دهد. وقتی نان سنگک و بربری که زمانی تنها داراییِ نقدِ یک خانوار فقیر در روزهای سختِ پایان ماه بود، اکنون قیمتی پیدا کرده که معادل درصد قابل‌توجهی از حقوق روزانه یک کارگر ساده است، زنگ خطر به صدا درآمده است.

اقتصاد رکودی و قانون آهنینِ نان

در اقتصاد، اصطلاحی داریم به نام “قانون انگل”  ( آماردان آلمانی ارنست انگل) که بیان می‌کند با کاهش درآمد خانوارها، نسبت هزینه‌ای که آن‌ها برای خوراک صرف می‌کنند، به شدت افزایش می‌یابد. نان در رأس این فهرست قرار دارد. وقتی برنج، گوشت و لبنیات از سفره‌ها حذف می‌شوند، نان آخرین سنگر است. حالا تصور کنید که این سنگر آخر نیز با تلاطم قیمت‌ها و سیاست‌های “آزادپزی” لرزان شود. وضعیت رکودی فعلی، یعنی کاهش تولید، بیکاری‌های پنهان و تورم مزمن، در کنار افزایش قیمت نان، یک سناریوی فاجعه‌بار برای امنیت غذایی ایجاد کرده است. دولت‌ها در همه جای جهان، حتی در لیبرال‌ترین اقتصادها، نان و آرد را به عنوان کالاهای استراتژیک خط قرمز خود می‌دانند. آزادسازی قیمت نان بدون جایگزین کردن یک سیستم حمایتی دقیق و کارآمد، در واقع فشار مضاعف بر دوش کسانی است که کمترین تاب‌آوری را در برابر تورم دارند.

پارادوکسِ نانوایان؛ قربانیانِ یک سیستم ناکارآمد

نباید فراموش کرد که نانوایان نیز در این معادله، بازیگرانِ صرفاً منفعت‌طلب نیستند. نانوا هم عضوی از همین جامعه است که با تورمِ اجاره‌بها، دستمزد کارگر، هزینه‌های سوخت و قیمت تجهیزات مواجه است. وقتی قیمت نان سال‌ها به صورت دستوری سرکوب می‌شود، نانوا یا باید کیفیت را فدا کند (نان خمیری و سوخته که در گزارش‌ها به آن اشاره شد) یا باید به سمت “تخلف” برود. سیاست فعلی که نانوایی‌ها را به آزادپزی سوق می‌دهد، تلاشی برای فرار از این بن‌بست است، اما هزینه‌اش از جیب مردم پرداخت می‌شود. مقصر اصلی این وضعیت، نظام توزیع یارانه‌ای است که به جای رسیدن به دستِ مصرف‌کننده نهایی، در هزارتوی تولید هدر می‌رود. مسئولان باید بپذیرند که فشار آوردن به نانوا برای فروش ارزان، بدون جبران هزینه‌های او، راهکار نیست؛ بلکه راهکار واقعی، تغییر سیستم پرداخت یارانه از “تولید” به “مصرف‌کننده” است.

حذف دستگاه‌های نانینو؛ نشانه‌ای از گسست نظارتی

حذف دستگاه‌های نانینو در بسیاری از نانوایی‌ها، تنها یک تغییر تکنولوژیک ساده نیست؛ بلکه نشانه‌ای از شکست نظارت دولت است. وقتی یک نانوایی دستگاهی را که نماد سهمیه آرد دولتی و قیمت مصوب است حذف می‌کند، به این معناست که از دایره نظارت دولت خارج شده و به یک واحد کاملاً آزادپز تبدیل شده است. این روند، “سایه” است؛ اقتصادی زیرزمینی که در آن قیمت‌ها نه بر اساس مصوبه استانداری، بلکه بر اساس کشش بازار و توان چانه‌زنی نانوا تعیین می‌شود. این اتفاق یعنی ما در حال از دست دادنِ کنترل بر یکی از حیاتی‌ترین متغیرهای اقتصادی کشور هستیم. وقتی مردم گزارش می‌دهند که در بسیاری از نانوایی‌ها، نان ساده موجود نیست و نان‌های کنجدیِ گران‌قیمت در ویترین‌ها خودنمایی می‌کنند، یعنی بازار نان به جای “خدمت‌رسانی”، به سمت “سوداگری” سوق پیدا کرده است. این وضعیت برای اقشار آسیب‌پذیر، به معنای واقعی کلمه، “گرسنگی پنهان” است.

ضرورت مداخله فوری دولت؛ نه به آزمون و خطا

دولت در شرایط فعلی نمی‌تواند منتظر بماند تا طرح‌های جایگزین (مانند کالابرگ) به‌طور کامل و بی‌نقص اجرا شوند. مردمِ امروز، نانِ امروز را نیاز دارند. اولین گام ضروری، توقف روند بی‌رویه آزادپزی در مناطق محروم و پرجمعیت است. اگر در مناطق ۱ تا ۳ تهران، آزادپزی با توجیه هزینه‌های بالای اداره واحد صنفی صورت می‌گیرد، در مناطق حاشیه‌نشین و پرجمعیت که سفره‌ها محدودتر است، این مدل کاملاً ناممکن و ناعادلانه است. دولت باید بودجه‌های یارانه‌ای را به صورت هدفمند به سمت این مناطق هدایت کند. بازرسان فرمانداری نباید صرفاً به دنبال پلمب نانوایی‌های متخلف باشند؛ بلکه باید به دنبال ریشه‌یابی این باشند که چرا نانوا مجبور به تخلف می‌شود. نان نباید دستمایه برخوردهای پلیسی شود، بلکه باید با تدابیر اقتصادی مدیریت شود.

نگاهی به مدل‌های جایگزین: یارانه در حساب مردم

وزیر جهاد کشاورزی از ایده واریز یارانه به حساب مردم سخن می‌گوید. این، همان آرزوی دیرینه اقتصاددانان برای حذف رانت و فساد در چرخه تولید نان است. اما نکته اینجاست: تا زمانی که این سیستم به‌طور کامل پیاده‌سازی نشده و تا زمانی که مبلغ واریزی متناسب با تورمِ لحظه‌ایِ قیمت نان نباشد، این طرح تنها یک وعده روی کاغذ باقی می‌ماند. دولت باید بپذیرد که نان یک کالای معمولی نیست. کشش تقاضای نان بسیار پایین است؛ یعنی مردم حتی اگر نان گران شود، مجبورند آن را بخرند، حتی اگر به قیمت حذف سایر مایحتاج یا زیر بار قرض رفتن باشد. این یعنی نان، ابزارِ به فقر کشاندنِ جامعه است اگر درست مدیریت نشود. راهکار پیشنهادی ما، تشکیل یک “کارگروه ویژه بحران نان” با مشارکت نمایندگان اصناف، نمایندگان مردم (و نه فقط مسئولان دولتی) و کارشناسان اقتصادی است تا یک سقف قیمت تضمین‌شده برای نان ساده در محلات محروم تعیین شود که تحت هیچ شرایطی شکسته نشود.

نان، اولویت اول در سیاست‌گذاری کلان

در شرایطی که اقتصاد کشور در حال عبور از طوفان‌های سخت است، اولویت‌بندی هزینه‌ها باید بر اساس حفظِ حداقلیِ معیشت باشد. اگر دولت قادر است مبالغ کلانی را در سایر بخش‌های غیرضروری هزینه کند، پس حتماً بودجه‌ای برای تأمین امنیت غذایی وجود دارد. حذف نان از سفره‌ها، هزینه‌های اجتماعیِ جبران‌ناپذیری دارد. از افزایش نرخ سوءتغذیه در میان کودکانِ خانواده‌های محروم گرفته تا گسترش آسیب‌های اجتماعی ناشی از فقر مطلق. جامعه‌ای که در آن تهیه نانِ شب تبدیل به دغدغه اصلی شود، جامعه‌ای است که پتانسیل بالایی برای تنش‌های مدنی و افت روحیه ملی دارد. بنابراین، حفاظت از قیمت نان، یک عمل خیرخواهانه نیست؛ یک اقدام استراتژیک برای حفظ ثبات ملی است.

فراتر از قیمت؛ کیفیت، حلقه مفقوده

در تمام بحث‌ها بر سر گرانی نان، یک موضوع بسیار مهم دیگر یعنی “کیفیت” گم شده است. گزارش‌ها حکایت از آن دارند که همزمان با افزایش قیمت، کیفیت نان کاهش یافته است. خمیر بودن مغز نان، سوختگی رو، استفاده از جوش‌شیرین غیرمجاز برای جبران کمبود زمان پخت، همگی نتیجه فشاری است که بر روی نانوایان برای افزایش تیراژِ تولید وجود دارد. مردم حق دارند نانی بخورند که نه تنها ارزان و در دسترس باشد، بلکه سالم و باکیفیت هم باشد. مسئولان نباید کیفیت را قربانیِ سیاست‌های قیمت‌گذاری کنند. نظارت بر نانوایی‌ها باید از یک نظارتِ “مچ‌گیرانه” به یک نظارتِ “توسعه‌بخش” تغییر کند. به نانوایان آموزش داده شود، تجهیزات آن‌ها نوسازی شود و استانداردهای پخت ارتقا یابد، نه اینکه فقط با تهدید به ابطال پروانه، آن‌ها را مجبور به فروش با قیمت دستوری کنند.

نان، پیوند دوباره با اعتماد عمومی

در نهایت، مدیریت بازار نان، آزمونی بزرگ برای دولت فعلی است. این موضوع به شدت “شفاف” است و مردم هر روز با آن سر و کار دارند. هر لغزش در این حوزه، به سرعت به بی‌اعتمادی گسترده تبدیل می‌شود. دولت باید با مردم صادق باشد. اگر قرار است تغییری در نظام یارانه رخ دهد، باید با زبان ساده و با تکیه بر اعداد و ارقام واقعی به مردم توضیح داده شود. شفافیت در مورد قیمت آرد، هزینه‌های تولید و دلایل تصمیمات، می‌تواند بخشی از فشار روانی بر جامعه را بکاهد. اما مهم‌تر از گفتار، “عمل” است. اگر دولت نشان دهد که نان مردم خط قرمز اوست و تمام توانِ خود را برای تأمینِ این کالای اساسی به کار گرفته، مردم نیز با دولت همراهی خواهند کرد. نان، باید به جایگاه امن خود در سفره‌های ایرانی بازگردد؛ جایی که هیچ کودکی در هیچ خانواده‌ای، به دلیل قیمت نان، با شکم گرسنه سر بر بالین نگذارد. این، ساده‌ترین و در عین حال والاترین هدفی است که یک دولتِ مردمی باید به دنبال آن باشد.

فصلِ تصمیم؛ نان را از سفره‌ها برندارید

در پایان، سخنی خطاب به تصمیم‌گیرانِ این عرصه: شما در حال تصمیم‌گیری برای یک کالا نیستید؛ شما در حال مدیریتِ “حیات” هستید. رکود فعلی، طاقت‌فرساست و مردم را به لبه پرتگاه برده است. در چنین وضعیتی، حذف یارانه نان یا واگذاری آن به دستِ بی‌رحمِ بازار، مانندِ برداشتنِ آخرین پله از زیر پای کسی است که در حال سقوط است. شاید از نظرِ تئوری‌های اقتصادیِ کلان، آزادسازیِ قیمت‌ها جذاب باشد، اما در مقامِ اجرا و در میدانِ واقعیت، این نان است که شکم‌ها را سیر می‌کند. از شما می‌خواهیم که برای حفظِ نانِ ارزان و باکیفیت، تمام ابزارهای قانونی و مالی خود را به کار بگیرید. نان را به عنوان کالای استراتژیک بشناسید، از آن در برابرِ تلاطم‌های بازار محافظت کنید و بگذارید این قوت لایموت، همچنان باقی‌مانده‌یِ اعتبارِ سفره‌های ایرانی باشد. نان، نمادِ بقای ماست؛ آن را از سفره‌های مردم حذف نکنید.

منبع: اقتصاد شهروند | نویسنده: سردبیر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا