یادداشت ها

جوانان رکود ندیده !

اقتصاد آمریکا به‌دلیل همه‌گیری ویروس کرونا در آستانه رکود بزرگ دیگری قرار گرفته است و استفاده‌کنندگان از رسانه‌های اجتماعی در سنین مختلف، مشغول بحث درباره این موضوع هستند که کدام نسل بیشترین لطمه را از رکودهای قبلی تحمل کرده است. اعضای نسل زد یعنی کسانی که پس از سال ۱۹۹۷ به دنیا آمده‌اند و برخی جوان‌ها یعنی افراد ۲۳ تا ۳۹ ساله در آستانه تجربه نخستین رکود در دورانی هستند که عضو نیروی کار شده‌اند. همچنین بسیاری از میانسال‌ها پس از بحران مالی سال ۲۰۰۸ در سن کار قرار گرفتند و اکنون یعنی حدود یک دهه بعد، رکودی جدید را تجربه می‌کنند. نسل ایکس یعنی کسانی که بین سال‌های ۱۹۶۵ تا ۱۹۸۰ به دنیا آمده‌اند، چند بحران و رکود دیگر را هم تجربه کرده‌اند از جمله بحران شرکت‌های فعال در حوزه اینترنت در آستانه شروع سده حاضر.

اعضای نسل زد یعنی کسانی که پس از سال ۱۹۹۷ به دنیا آمده‌اند و برخی جوان‌ها یعنی افراد ۲۳ تا ۳۹ ساله در آستانه تجربه نخستین رکود در دورانی هستند که عضو نیروی کار شده‌اند. همچنین بسیاری از میانسال‌ها پس از بحران مالی سال ۲۰۰۸ در سن کار قرار گرفتند و اکنون یعنی حدود یک دهه بعد، رکودی جدید را تجربه می‌کنند. نسل ایکس یعنی کسانی که بین سال‌های ۱۹۶۵ تا ۱۹۸۰ به دنیا آمده‌اند، چند بحران و رکود دیگر را هم تجربه کرده‌اند از جمله بحران شرکت‌های فعال در حوزه اینترنت در آستانه شروع سده حاضر.

رکودها اتفاقات مکرری هستند و هر نسل چند مورد از آنها را تجربه می‌کند. کسانی که دهه ۱۹۴۰ به دنیا آمدند تعداد زیادی رکود را تجربه کرده‌اند. رکود طبق تعریف دو یا چند فصل کاهش فعالیت‌های اقتصادی است. طول مدت رکودها یکسان نیست. از سال ۱۹۰۰ تاکنون متوسط دوره رکود ۱۵ ماه بوده است. از سال ۱۹۳۳ تا سال گذشته، اقتصاد آمریکا ۱۳ رکود را تجربه کرده است. در مطلب حاضر به برخی رکودهایی که از دهه ۱۳۳۰ تاکنون در اقتصاد آمریکا حاکم شده اشاره می‌کنیم.

تازه‌ترین مورد رکود در سال‌جاری میلادی رخ می‌دهد یعنی تحت‌تاثیر شیوع ویروس کرونا. این رکود هنوز رخ نداده اما اقتصاددان‌ها پیش‌بینی کرده‌اند که اثرات همه‌گیری ویروس کرونا از جمله تعطیلی اقتصاد و بیکار شدن میلیون‌ها نفر سبب می‌شود حداقل در نیمه نخست سال‌جاری میلادی تولید ناخالص داخلی کاهش یابد. پس از این دوره کاهش، اقتصاد طبق تعریف وارد رکود می‌شود. درباره میزان کاهش حجم اقتصاد دیدگاه‌های مختلفی مطرح شده است.

دومین مورد، رکود بزرگ سال ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۹ بود. در آن سال‌ها تولید ناخالص داخلی کاهش و نرخ بیکاری رشد کرد. این رکود ۱۸ ماه طول کشید و اجرای برنامه‌های عظیم حمایتی از سوی بانک مرکزی و دولت زمینه خروج اقتصاد از رکود را فراهم کرد. در آن دوره ۷۰۰ میلیارد دلار برای نجات صنعت مالی، بیمه و صنعت خودرو هزینه شد و ۸۰۰ میلیارد دلار از سوی دولت اختصاص پیدا کرد. همه چیز از نابسامانی در بخش مسکن آمریکا و سپس بحران در بانک‌های این کشور شروع شد. سقوط بازار مسکن سبب شد خریداران نتوانند اقساط خود را به بانک‌ها و موسسات مالی پرداخت کنند در نتیجه تعداد زیادی از بانک‌های بزرگ دچار ورشکستگی شدند. و این عامل به سقوط بورس منجر شد. در سال‌های پس از بحران، بانک‌های مرکزی در اقتصادهای بزرگ تدابیر فراگیر حمایتی اتخاذ کردند و در بسیاری از موارد این تدابیر به رشد اقتصادها منجر شد.

سومین مورد، بحران شرکت‌های اینترنتی است که از مارس سال ۲۰۰۱ تا نوامبر همان سال رخ داد. حباب قیمت سهام این شرکت‌ها سال ۲۰۰۰ ترکید. در آن زمان شاخص نزدک که به شدت بالا رفته بود ۷۵ درصد ارزش خود را از دست داد و تعداد بسیار زیادی از سرمایه‌گذاران دچار زیان شدند. در نتیجه به تدریج کل بورس در وضعیت آسیب‌پذیر قرار گرفت و پاییز سال ۲۰۰۱ شرایط آن بدتر شد. در آن زمان اثرات حوادث یازدهم سپتامبر و مجموعه‌ای از رسوایی‌های حسابرسی در شرکت‌هایی نظیر انرون و سوئیس ایر سقوط بورس را در پی داشت. بین سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۲ شاخص استاندارد اندپورز در بورس آمریکا ۴۳ درصد ارزش خود را از دست داد. رکودی که در اثر این رویدادها رخ داد نسبتا کوتاه‌مدت بود و تقریبا شش ماه طول کشید. همچنین عمق این رکود زیاد نبود، زیرا تولید ناخالص داخلی تنها ۶/ ۰ درصد کاهش یافت.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا