ایرانمال چگونه متولد شد؟
ایرانمال ؛ از رؤیای بزرگ خاورمیانه تا واگذاری پرحاشیه
پس از سالها بحث، انتقاد و گمانهزنی، سرانجام خبر واگذاری ایرانمال بار دیگر این ابرپروژه را به صدر اخبار اقتصادی بازگردانده است. پروژهای که از زمان آغاز ساخت تا امروز، همواره محل تلاقی رؤیاهای توسعهای، مناقشات بانکی، پروندههای حقوقی و پرسشهای بیپاسخ درباره نحوه تأمین مالی بوده است.

به گزارش اقتصاد شهروند ، ایرانمال، بزرگترین مرکز تجاری و تفریحی کشور و یکی از عظیمترین پروژههای خاورمیانه، از همان روزهای نخست شکلگیری، فراتر از یک پروژه ساختمانی بود. این مجموعه، نمادی از جاهطلبی اقتصادی، پیوند سرمایهگذاری خصوصی با شبکه بانکی و در عین حال، آیینهای از چالشهای ساختاری اقتصاد ایران شد؛ پروژهای که حالا پس از سالها حاشیه، بدهی و ابهام، در آستانه واگذاری قرار گرفته است.
ایرانمال چگونه متولد شد؟ رؤیای ساخت بزرگترین مال منطقه
ایده ساخت ایرانمال در دهه ۱۳۹۰ و در فضایی شکل گرفت که اقتصاد ایران هنوز تحت فشار حداکثری تحریمها قرار نگرفته بود و پروژههای بزرگ مقیاس، نماد توسعه و قدرت اقتصادی تلقی میشدند. هدف اعلامی، ساخت بزرگترین مرکز تجاری، فرهنگی، تفریحی و گردشگری خاورمیانه بود؛ پروژهای که بتواند تهران را به یکی از قطبهای منطقهای خرید و گردشگری تبدیل کند.
ایرانمال در غرب تهران و در نزدیکی دریاچه چیتگر احداث شد؛ موقعیتی که از منظر شهری و دسترسی، یک مزیت مهم محسوب میشد. وسعت چند میلیون مترمربعی، دهها سالن سینما، مراکز خرید، هتل، کتابخانه، مجموعههای ورزشی و فضاهای فرهنگی، این پروژه را به یکی از بزرگترین مالهای جهان تبدیل کرد.
در همان سالهای ابتدایی، ایرانمال بهعنوان یک پروژه نمادین معرفی شد؛ پروژهای که قرار بود چهره جدیدی از اقتصاد شهری و سرمایهگذاری خصوصی در ایران ارائه دهد.
پشتپرده تأمین مالی؛ وقتی بانکها وارد میدان شدند
یکی از مهمترین و در عین حال بحثبرانگیزترین ابعاد ایرانمال، نحوه تأمین مالی آن بود. برخلاف بسیاری از پروژههای خصوصی که با سرمایه مستقیم سرمایهگذاران ساخته میشوند، ایرانمال از همان ابتدا پیوند عمیقی با شبکه بانکی پیدا کرد؛ پیوندی که بعدها به یکی از محورهای اصلی انتقادها تبدیل شد.
بخش عمده منابع مالی پروژه، از طریق تسهیلات کلان بانکی تأمین شد. همین مسئله باعث شد منتقدان، ایرانمال را نه یک پروژه صرفاً خصوصی، بلکه نمونهای از «سرمایهگذاری با پول بانکها» بدانند. در شرایطی که بسیاری از واحدهای تولیدی با کمبود نقدینگی دستوپنجه نرم میکردند، تخصیص منابع عظیم به یک پروژه تجاری لوکس، پرسشهای جدی را در افکار عمومی ایجاد کرد.
با تشدید بحرانهای بانکی و افزایش مطالبات معوق، نام ایرانمال بهتدریج در فهرست پروژههای بدهکار و پرریسک قرار گرفت؛ پروژهای عظیم، اما با بازگشت سرمایه نامشخص در کوتاهمدت.
افتتاح پرزرقوبرق، اما آغاز انتقادها
افتتاح فازهای مختلف ایرانمال با تبلیغات گسترده و حضور مقامات و چهرههای شناختهشده همراه بود. تصاویر سالنهای مجلل، کتابخانه عظیم و امکانات تفریحی، در رسانهها بازتاب گستردهای داشت. در نگاه نخست، ایرانمال نمادی از توان مهندسی و معماری ایران معرفی شد.
اما همزمان با این افتتاحها، موج انتقادها نیز شدت گرفت. منتقدان میگفتند ایرانمال در شرایط رکود اقتصادی، کاهش قدرت خرید مردم و بحران مسکن، نمادی از شکاف طبقاتی و اولویتهای نادرست سرمایهگذاری است. پرسش اصلی این بود: آیا چنین پروژهای، در زمان و مکان درست ساخته شده است؟
ایرانمال و بحران کرونا؛ ضربهای سنگین به بازدهی
شیوع کرونا یکی از نقاط عطف منفی در مسیر ایرانمال بود. تعطیلی مراکز خرید، کاهش شدید تردد و افت تقاضای مصرفی، عملاً بخش مهمی از ظرفیتهای این مجموعه را بلااستفاده کرد. بسیاری از واحدهای تجاری یا هرگز به بهرهبرداری نرسیدند یا با زیان فعالیت کردند.
این شرایط، بازپرداخت بدهیهای بانکی را دشوارتر کرد و فشار مالی بر پروژه را افزایش داد. در همین دوره بود که زمزمههای واگذاری، تملک بانکی و حتی فروش بخشی از داراییها برای تسویه بدهیها جدیتر شد.
ورود پروندههای حقوقی و نظارتی
با افزایش بدهیها و پیچیدهتر شدن وضعیت مالی، پای نهادهای نظارتی و قضایی نیز به ماجرای ایرانمال باز شد. پروندههای مربوط به تسهیلات کلان، نحوه قیمتگذاری وثایق و میزان تعهدات بانکی، به موضوع بحث رسانهها تبدیل شد.
هرچند اطلاعات رسمی و شفافی درباره جزئیات این پروندهها منتشر نشد، اما نام ایرانمال بارها در کنار واژههایی مانند «ابربدهکار»، «تسهیلات کلان» و «داراییهای تملیکی بانکها» قرار گرفت. همین مسئله، تصویر عمومی پروژه را از یک نماد توسعه به یک نمونه پرحاشیه تغییر داد.
ایرانمال؛ دارایی لوکس یا دارایی مسئلهدار؟
در این مرحله، ایرانمال به یک دوگانه تبدیل شد: از یک سو، مجموعهای کمنظیر با ظرفیتهای گردشگری، فرهنگی و اقتصادی؛ و از سوی دیگر، داراییای سنگین، پرهزینه و با نقدشوندگی پایین. نگهداری، بهرهبرداری و مدیریت چنین مجموعهای، هزینههای قابل توجهی دارد و بدون رونق پایدار اقتصادی، سودآوری آن با تردید همراه است.
بانکها و نهادهای درگیر، بهتدریج به این جمعبندی رسیدند که نگهداشتن ایرانمال در ترازنامهها، نهتنها مشکل را حل نمیکند، بلکه میتواند ریسکهای بیشتری ایجاد کند.
واگذاری ایرانمال؛ پایان یک فصل یا آغاز ابهام تازه؟
خبر واگذاری ایرانمال، در همین بستر مطرح شد. واگذاریای که هدف آن، خروج بانکها از بنگاهداری، کاهش ریسک ترازنامهای و تبدیل دارایی غیرنقد به نقد یا شبهنقد عنوان میشود. اما این واگذاری نیز با پرسشهای مهمی همراه است.
مهمترین پرسش این است که ایرانمال با چه قیمتی و به چه نهادی واگذار میشود؟ آیا خریدار، یک سرمایهگذار واقعی با توان بهرهبرداری است یا صرفاً انتقال مالکیت درونگروهی صورت میگیرد؟ همچنین، سرنوشت بدهیها و تعهدات قبلی پروژه چگونه تعیین تکلیف خواهد شد؟
نگاه کارشناسان؛ درسهایی از یک ابرپروژه
کارشناسان اقتصادی معتقدند ایرانمال، بیش از آنکه یک پروژه شکستخورده یا موفق باشد، یک «درس بزرگ» برای اقتصاد ایران است. درسی درباره خطرات تمرکز منابع بانکی در پروژههای بزرگ، نبود شفافیت مالی، خوشبینی بیش از حد به تقاضای مصرفی و بیتوجهی به چرخههای رکود و رونق.
به باور بسیاری، اگر ایرانمال در بستری با ثبات اقتصادی، گردشگرپذیری بالا و قدرت خرید مناسب ساخته میشد، میتوانست به یکی از قطبهای منطقهای تبدیل شود. اما ساخت آن در اقتصادی پرنوسان و وابسته به منابع بانکی، ریسکهای ساختاری پروژه را چند برابر کرد.
ایرانمال، نماد یک دوره از اقتصاد ایران
ایرانمال امروز، نه فقط یک مرکز تجاری، بلکه نماد یک دوره از اقتصاد ایران است؛ دورهای که در آن پروژههای بزرگ، با اتکا به منابع بانکی و بدون ارزیابی دقیق ریسکهای کلان، شکل گرفتند. واگذاری این مجموعه، اگر بهدرستی و با شفافیت انجام شود، میتواند نقطه پایانی بر یک فصل پرحاشیه باشد.
اما اگر این واگذاری نیز بدون اصلاحات ساختاری و پاسخ به پرسشهای انباشته صورت گیرد، ایرانمال همچنان بهعنوان یک نماد مسئلهدار باقی خواهد ماند؛ نمادی از فاصله میان رؤیاهای بزرگ و واقعیتهای سخت اقتصاد ایران.



