فرصتها و تهدیدات بازار سرمایه در اقتصاد تورمی
همزمان با عرضه سهام شستا و ثبت 4.5 میلیون تقاضا برای خرید این سهم یک رکورد قابل توجه در بازار سرمایه ثبت شد و این میزان تقاضا موجب شد تا تعداد کدهای معاملاتی در روز عرضه به 5.5 میلیون برسد. در کنار این تعداد ؛ 18.5 تا ۲۰ میلیون نفر از سهامداران سهام عدالت ،روش مستقیم را برای سرمایهگذاری انتخاب کردند و این بدان معناست که ما با20 میلیون سهامدار جدید در بازار سرمایه روبرو هستیم .

امروزه بازار سرمایه در نگاه حاکمیت ،اعضای هیات دولت ؛متولیان بخش ها مختلف اقتصادی و همچنین در رسانه به یک بحث مهم تلقی شده و این نشان می دهد که جایگاه بازار سرمایه و اهمیت آن نسبت به گذشته نزد مردم و آحاد جامعه و مدیران حوزه اقتصادی متفاوت شده است.
این اتفاق یک سری مزایا و مخاطرات به همراه دارد.یکی از مهمترین مزایای توسعه فیزیکی بازار سرمایه آن است بدان معنا که یک گزینه به گزینه های سرمایه گذاری مردم عادی کشور افزوده شده است .
امروزه تورم یا ابرتورم موجود درکشور پذیرفته شده و همه مردم نگاهشان برای سرمایهگذاری به نحوی است که قدرت خرید خود را حفظ کنند . محدود بودن گزینه های سرمایهگذاری در کشور در سالهای اخیر موجب شده تا برخی کالاهاکه در تمام دنیا در جرگه کالاهای مصرفی هستند در کشور ما به عنوان یک کالای سرمایهگذاری تلقی شوند مانند خودرو.
توسعه بازار سرمایه برای سرمایه گذاری و هدایت نقدینگی مردم (به ویژه نقدینگی خرد) از جمله اتفاقاتی است که منجر شده تا دولت نتواند با خیال راحت ،هر تصمیم مستقیم و غیرمستقیمی که بر بازار سرمایه اثر دارد را اعمال کند. امروزه با گسترش ذینفعان بازار سرمایه در عموم جامعه این تصمیم گیری ها باید به نفعی به نحوی باشد که منافع همه ذینفعان را در نظر بگیرد .
در بررسی این نکته که این بازارها بر هم اثرگذار هستند و یا نه باید گفت ؛ در سنوات گذشته بازار سرمایه بیشتر اثر پذیر بوده تا اثرگذار اما در حال حاضر می توان گفت بازار سرمایه اثر گذار است و در برخی موارد نیز تعیینکننده شاخص برای برخی از بازارها مانند بازار ملک ( به ویژه در شهر های بزرگ)بوده است.
از طرفی دیگرمی توان گفت رشد برخی صنایع در بورس سیگنال به بازار ارز سیگنال می دهد.
اگر شرایط کشور شرایط تحریمی نبود و میشد در صنایع بهراحتی سرمایهگذاری کرد ،راه اندازی یک واحد یک میلیون تنی اوره در مجتمع هایی مانند عسلویه و ماهشهر به سرمایهگذاری معادل ۵۰۰ میلیون یورو نیاز داشت و به صورت مستقل خراسان پتروشیمی کرمانشاه و واحدهایی که مستقل عمل میکنند به سرمایه گذاری حدود ۶۰۰ میلیون یورو نیازمند بودند. ارزش جایگزینی هر کیلووات برق تولیدی در نیروگاه های سیکل ترکیبی کلاس های E و F بین ۵۰۰ تا ۶۰۰ یورو است .
حال وضعیت مارکت این شرکت ها در کشور چگونه است؟در حال حاضر مارکت یک شرکت ۳ میلیون تومانی اوره؛ باید 1.5میلیارد دلار یا ۳۰ هزار میلیارد تومان باشد که ۶۰ هزار میلیارد تومان معامله شود.
با مبنا قرار دادن ارزش جایگزینی( که شخصاً به آن اعتقاد ندارم و معتقدم صرفاً در زمان تسویه باید لحاظ شود) باید بر مبنای سودآوری ارزشگذاری کرد. متاسفانه مبنای ارزشگذاری شرکتها در دو سال اخیر بر اساس سودآوری و صورت سود و زیان شرکت ها بود و اکنون نیز ارزش گذاری بنگاه ها بر اساس سمت راست ترازنامه و ارزش دارایی ها صورت می گیرد.
بنابراین حتی اگر ارزش گذاری بر اساس ترازنامه و ارزش جایگزینی،باشد؛ برای یک واحد ۳ میلیون تنی اوره که ۶۰ هزار میلیارد تومان معامله میشود ؛ یعنی دلار ۴۰ هزار تومانی( اگر ۱۰ هزار تومان از این 40 هزار تومان را برای تحریم ها در نظر بگیریم یک واحد یک میلیون و ۶۸۰ هزار تنی متانول با حدود ۷۰۰ میلیون دلار در شرایط غیر تحریمی و در زمان تحریم با ۹۰۰ میلیون دلار راهاندازی خواهد شد. این یعنی ۲۰۰ میلیون دلار به خاطر تحریمها به بهای تمام شده آن افزوده شده است )
وقتی در یک مارکتی دلار ۴۰ هزار تومانی معامله میشود یعنی این دلار دارد به آن مارکت سیگنال می دهد.
من به اثر متقابل بازارها واثر دو طرفه آن معتقدم ، اما نکته اساسی آن است که این اثر دوگانه بازار ارز- بازار سرمایه و بالعکس آن تا بینهایت نمیتواند ادامه یابد.
در طی ۴۰ سال گذشته وقتی قیمت ارز در دولتهای مختلف بین ۲ تا ۵ برابر تغییر میکرد، به خاطر وضعیت مناسب ذخایر ارزی دولت ها، سوبسیدی که دولت به کالاهای اساسی می داد و حقوق و دستمزد متناسب با تورم جبران میشد بنابراین قدرت خرید اقشار مختلف جامعه و سه دهک پایین خیلی تغییر نمیکرد.به عنوان مثال در ۵ سال ۱۰ درصد کوچکتر میشد و این خیلی نارضایتی ایجاد نمیکرد.




محرمانه های محمود رضا خواجه نصیری ، بخشی از واقعیت های DNA معاملات ایشان و همفکرانشان را نشان می دهد. نوسان گیر بزرگ بورس!